همیشه

لاف عشق

Archive for the ‘موسیقی’ Category

آبان، حادثه

without comments

ترانه آهنگ Uprising، از آلبوم جدید گروه MUSE، تقدیم به شما:

Uprising
Paranoia is in bloom,
The PR, transmissions will resume
They’ll try to, push drugs that keep us all dumbed down
And hope that, we will never see the truth around

Another promise, another seed
Another, packaged lie to keep us trapped in greed
And all the, green belts wrapped around our minds
And endless, red tape to keep the truth confined

They will not force us
They will stop degrading us
They will not control us
We will be victorious

Interchanging mind control
Come let the, revolution takes its toll
If you could, flick the switch and open your third eye
You’d see that, we should never be afraid to die

Rise up and take the power back
It’s time the, fat cats had a heart attack
They know that, their time’s coming to an end
We have to, unify and watch our flag ascend

Written by محمّد

نوامبر 1, 2009 at 7:14 ب.ظ

ارسال شده در انتخابات, جامعه, شعر, موسیقی

with 2 comments

1- بالاخره به وردپرس عزيزتر از جانم دسترسي پيدا كردم.

رفته بودم آلبوم « اه بازم بارون گرفت» م.ر شجريان رو بخرم كه چشمم به پوستر آلبوم جديد بنيامين افتاد، گفتم به جاي اينكه 3500 تومان ناقابل رو در شكم دل آواز هدر كنم اين آلبوم رو بخرم. يعني اصلاً دلم نيومد 3500 تومان به آلبومي با گرافيك چندش آوار بدم.

اگرچه با آلبوم قبلي بنيامين ارتباط برقرار نكرده بودم و كلاً من رو چه به موسيقي پاپ داخل، از اين اين آلبوم حسابي لذت بردم. مشخص بود تيم حرفه اي پشت كار بودند. گرافيك كار باز هم خوب نبود، نه به بدي آلبوم اه بازم…، اما طرح جلد افتضاح.

2- كتاب پرفروش كافه پيانو رو خوندم. به نظر من كتاب، داستان و تفكرات مسخره اي داشت. هنوز تصميم نگرفتم كه واژه مبتذل رو براش به كار ببرم يا نه. به نظر من اين كتاب هيچي نبود. فقط گفتم كه اعلام كرده باشم! در ضمن حال خواننده بد مي شه وقتي بالاي هر صفحه اسم كتاب و نويسنده به خوردش داده مي شه. آقايان و خانم هاي ناشر! كمي ملاحظه!

3- به سلامتي اخراجي هاي دو به فروش ميلياردي خودش داره ادامه مي ده. نكته اي به نظرم رسيد كه آقاي ده نمكي و مخالفان بايد به ياد داشته باشند تا زيادي مغرور نشن و يا زيادي گلو پاره نكنن.( هرچي مي كشيم از اين كلمه زياديه!) با مقايسه جوامع در حال توسعه مثل ايران و تركيه، به نكات شگفت انگيزي پي مي بريم، نكاتي كه نشون مي ده خيلي از وقايع ضرورتي هست در اين مسير، كه حالا نمي دونم واقعاً به سمت توسعه هست، يا فقط مسيري هست كه باشه. درست يك ماه قبل از اكران اخراجي هاي دو، فيلمي كمدي در تركيه ركورد فروش رو با اختلاف زيادي شكست. از قضا، اين فيلم هم نسخه دوم از سري فيلم هاش، اتفاقاً با سناريويي بسيار ضعيف تر، اتفاقاً با كارگردان جوان و مغروري هست. با اين تفاوت كه فيلم تركي، بدون ستاره، براساس لودگي ها و شوخي هاي زير شكم و داخل شكمي يك شخصيت(كاراكتر) به اين فروش دست پيدا كرده، كه به نظر من مهم نيست.

4- اونقدر كه سريع اين يادداشت رو نوشتم، تو عمرم سريع صحبت نكرده بودم.

- اه بازم بارون گرفت، كنايه اي هست به تمام كليشه ها، ماه، بارون، كوچه و… كه از حد تكرار گذشتن و به درجه ملال رسيدند، لطفاً كمي نوآوري!

Written by محمّد

می 2, 2009 at 9:44 ق.ظ

without comments

هرچه کردم نتونستم از وطن! ننویسم.

به شما توصیه می‌کنم حتماً در اینترنت تصنیف وطن، اجرای همایون شجریان رو پیدا و دانلود کنید. نگران کپی‌رایت هم نباشید، با خون دلی که شب آخر اجرا به ما خوراندند،‌ من دانلود این تصنیف رو تا هفته آینده که CD کنسرت به بازار بیاد، حلال اعلام می‌کنم! تصنیف زیبای وطن سروده سیاوش کسرایی هست.

من شنیدن این تصنیف رو به همه، روزی سه مرتبه تجویز! می‌کنم. بعضی‌ها این اجرا رو ضعیف دونستن. منم از بی‌ایراد نبودن اجرا حرفی نمی‌زنم اما برای من لذت‌بخش بود.

Written by محمّد

سپتامبر 2, 2008 at 12:30 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت, موسیقی

without comments

در رابطه با کنسرت شب هشتم استاد شجریان:

شب موعود بالاخره فرارسید. کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز.

طرفدار خاص موسیقی سنتی نیستم. اما از این موسیقی لذت می‌برم. طرفدار دو آتیشه استاد شجریان نیستم و همیشه طرفداران استاد رو تا جایی که منجر به خونریزی نشه، با انتقادات و ایرادات و گاهی تمسخر، آزار می‌دم. این بخش جزئی از پروژه تقدس‌زدایی از افراده که اجرا می‌کنم. شجریان، بیضایی و… هم برام فرقی نداره. تو این کار افراط نمی‌کنم ولی اکثر دوستان من در این مورد ظرفیت بالایی ندارند و ناراحت می‌شوند. این ناراحتی بی‌شک مشکلاتی رو برای من پیش می‌آره، اما این رسالت من هست و باید انجام بشه! اما استاد دوستداران با ظرفیت زیادی داره، که حیف از دوستان من نیستند، که خدا زیادشان کناد!

بعد از کنسرت با چند غریبه که صحبت می‌کردم همه از همکاری استاد با این گروه جوان در تعجب بودند. همه وجود مژگان شجریان رو بی‌دلیل می‌دونستند از نوازندگی او ناراضی بودند،‌خصوصاً مثل اینکه شب ما اولین شبی که مژگان تک‌نوازی داشته. من در این مورد نظری نداشتم، اما طراحی صحنه، کار مژگان شجریان، رو اصلاً نپسندیدم. تصویربرداری مثل همیشه فاجعه بود.

وضعیت بوفه هم به قول دوستان چپان چپان بود. تهویه سالن هم در بخش دوم یا از کار افتاده بود یا جوابگو نبود، به هر حال خیلی گرم بود. اما تا کی باید توجیه کرد که اینجا ایران است و انتظارات رو پایین نگه داشت.

اما مگر امکان داره به کنسرت استاد رفت و حداقل با یکی دو قطعه غرق اشک نشد. لذت بردم. با ساز آواز غزل سعدی اشک ریختم، با چهار مضراب‌ها خودم رو گم کردم و با مرغ سحر نغمه آزادی سر دادم. استاد مثل همیشه عالی بود.

Written by محمّد

جولای 2, 2008 at 9:24 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت, موسیقی

ری را

with 3 comments

rira.jpg

آاای آدم‌ها که بر ساحل نشسته

شاد و خندانید

یک در نفر در آب

دارد می سپارد جان…

شعری از نیما یوشیج.

زیبایی این شعر رو بیشتر با صدای سهیل نفیسی، آلبوم ری‌را کشف کردم.

آلبوم ری‌را از نشر هرمس با دوازده قطعه، با اشعاری از نیما یوشیج، ناصر زمانی، احمد شاملو، ابراهیم منصفی، منوچهر آتشی و مهدی اخوان ثالث. با شعرهایی چون پریا، داروگ، مهتاب و آی آدم‌ها.

ایشون، این آلبوم رو معرفی کردن. و من هم به همه توصیه.

پ.ن: ای کسانی که به امید دانلود این اثر به اینجا رسیده‌اید, من شما را از آتش دوزخ می‌ترسانم و به یک مرکز فروش آثار موسیقی رهنمون می‌کنم. باشد که هدایت شوید. اسم این کار، بلا نسبت شما، دزدی‌ست.

Written by محمّد

فوریه 2, 2008 at 3:11 ب.ظ

ارسال شده در شعر, موسیقی