همیشه

لاف عشق

Archive for the ‘خبر’ Category

با آنتراکت سوختم!

with 2 comments

سینما جمهوری دچار آتش‌سوزی شد و سوخت و کافه آتتراکت را با خود برد. بدترین خبر در حس و حال بد و فشار سنگین روحی بد. لعنت به این دنیای بد.

آنتراکت، کافه لیلا حاتمی و علی‌ مصفا، آتنراکت، سینما جمهوری، سینمای لیلا حاتمی، طبقه دوم. میراث علی حاتمی، کافه‌ای با اثاث خانه علی حاتمی، همان کاسه، فنجان و صندلی خانه او.

آتنراکت دوست‌داشتنی‌ترین فضا رو در تمام کافه‌های تهران برای من داشت. قدرت توصیف ندارم. اون‌قدر ارزش داشت که فاصله زیاد تا خیابان جمهوری رو نادیده بگیرم و خودم رو در اونجا ببینم. اسم لیلا حاتمی برای من بس بود که این کافه رو دوست داشته باشم چه برسه به اینکه فضای آرام، موسیقی خوب، سرویس خوب، قیمت خوب و انسان‌های خوب و مشتری‌های خوب هم داشته باشه.

cafe-3-2

آنتراکت رفت ولی خاطره‌هاش زنده می‌مونن، افسوسم برای خاطره‌هایی هست که می‌شد ساخت. همین فردا می‌خواستیم بریم آنتراکت!

پ.ن:

1- خدایا باشه، به این تیر و تخته‌ها دیگه دل نمی‌بندیم، اصلاً دیگه به هیچی دل نمی‌بندیم تا دیگه نسوزیم، ولی تو هم داری همه خوب‌ها رو از ما می‌گیری.

2- بیچاره لیلا حاتمی، واقعاً بی‌چاره. اگه حال و روز ما اینه، اون در چه حاله.

3 – می‌گن باید سوخت و ساخت، هع!

4- یه سرچ توی اینترنت زدم، کافه آنتراکت، چقدر نظر، همه هم‌نظر. کسی این‌جا شعری گفته بود، یاد شعری افتادم که برام گفته بود، عزیزم:

دوباره من

دوباره تو

کافه آنتراکت

دوستی‌مان را انگار هم می‌زنی، حل می‌شوم.

5- موج راه افتاد، تئوری توطئه، امکانش رو رد نمی‌کنم اما…

6- بعضی‌ها خبرگزاری‌ها،‌ هه!، آنتراکت رو با کافه نادری مقایسه کردن و گفتن پاتوق روشنفکران شده بود، دیدید؟ ‌من هم روشنفکر شدم، حتی تو، حامد!

Written by محمّد

نوامبر 14, 2008 at 10:53 ب.ظ

ارسال شده در خبر, روزنوشت, سینما, شاکی

خبر خوش

with one comment

خبر خوش تخمی: سایت دیکشنری آکسفورد قیلتر است.

پ.ن: تا مستکبرین باشند که از حروف غیراخلاقی! استفاده نکنن.

Written by محمّد

آوریل 6, 2008 at 2:42 ب.ظ

ارسال شده در اینترنت, خبر, شاکی