همیشه

لاف عشق

Archive for the ‘انتخابات’ Category

آبان، حادثه

without comments

ترانه آهنگ Uprising، از آلبوم جدید گروه MUSE، تقدیم به شما:

Uprising
Paranoia is in bloom,
The PR, transmissions will resume
They’ll try to, push drugs that keep us all dumbed down
And hope that, we will never see the truth around

Another promise, another seed
Another, packaged lie to keep us trapped in greed
And all the, green belts wrapped around our minds
And endless, red tape to keep the truth confined

They will not force us
They will stop degrading us
They will not control us
We will be victorious

Interchanging mind control
Come let the, revolution takes its toll
If you could, flick the switch and open your third eye
You’d see that, we should never be afraid to die

Rise up and take the power back
It’s time the, fat cats had a heart attack
They know that, their time’s coming to an end
We have to, unify and watch our flag ascend

Written by محمّد

نوامبر 1, 2009 at 7:14 ب.ظ

ارسال شده در انتخابات, جامعه, شعر, موسیقی

without comments

1- گرچه اخبار انتخاباتی رو دنبال می‌کنم،‌اما تقریباً زده شدم. تو این روزهای انتخابات که هیجان حاکم بر شرایطه، از کتاب‌ها، از موسیقی دور شدم، به کتاب‌هام مراجعه کردم، ذهن زمستانی جهانبگلو، این جمله اول به چشمم می‌خوره ” اخلاق در جامعه سرنوشت‌ساز است نه سیاست”، حوصلم سر می‌ره می‌بندمش! به هرحال سبزته، به شدت.
2- فصل انبه هم رسید. بعضی‌ها این میوه رو به واسطه این که دفعه اول جذبشون نکرده، ازش خوششون نمی‌آمد، اما من توصیه می‌کنم دوباره امتحان کنن.
پیشنهاد من: پوست انبه را بکنید، در مخلوط کن با مقداری یخ (در حدی که سرد و تگریش کنه) مخلوط کنید، در روزهای گرم تابستان ازش لذت ببرید. معرکه‌ست. زیاد یخ اضافه نکنید تا لزجی آب انبه کم بشه.
3- مسئول سایت گفت کارتت بوی فارالتحصیلی می‌ده، بوی کارت دانشجویی‌مون هم در اومد.
4- چه زود همه ادعاها زنگ می‌بازن.
5- هی به خودت می‌گی یه بار دیگه، قانع می‌شی که یه بار دیگه، یه بار دیگه می‌شه و بعد به خودت می‌گی هرگز! و دوباره به خودت می‌گی یه بار دیگه…
اصلاً این حس رو دوست ندارم، اما خیلی سراغم می‌آد. برای من که دارم سعی می‌کنم به قول معروف آسان‌گیر(easygoing) باشم، سخته، دارم به این نتیجه می‌رسم که این تغییر رفتار رو کنار بزارم. مشخصه که خودم هم دوست دارم که یه بار دیگه، اما نمی‌شه. برای من بستن چشم‌ها و هرگز نهایی رو اعلام کردن همیشه آسون بوده. دوست دارم دیگه عذاب نکشم.
6- اینطور که بوش می‌آد باید بار و بساطم رو برای حداقل یک سال جمع کنم و از تهران برم. سخته، اما همیشه هم تو این فکر بودم که از تمام دوستان و آشنایان و حتی خانواده دور بشم. نمی‌دونم سرنوشت چه داستانی برای من داره، اما تو فکر ترک ایران هم هستم. چی پیش می‌آد؟

Written by محمّد

ژوئن 10, 2009 at 7:51 ب.ظ

ارسال شده در انتخابات, روزنوشت, شاکی, کتاب

پرده افتاد

without comments

خب،‌ یک روز گذشت، احساسات ما هم فروکش کرد، کمی فکر، کمی تعقل حق رو به خاتمی می‌داد. ای کاش از اول نمی‌آمد، ما که گفتیم. ولی خواستیم حالا که آمده بماند. آمدن و رفتن خاتمی هزینه زیادی داشت، اما با این کار خیلی از پرده‌ها رو پایین کشید.

از امروز راهبرد خیلی‌ها تغییر خواهد کرد. خیلی‌ها به موسوی رای نخواهند داد، به همان دلیل موجهی که خاتمی کنار کشید. خیلی‌ها هم که به تفکر و سابقه موسوی رای نخواهند داد. اما با پیروزی جناب موسوی هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. در چنین شرایطی، ‌که خاتمی را وادار به کنار کشیدن کرد، راهبرد خاتمی به دور باطل منجر خواهد شد.

از این عنوان خیلی خوشم آمد: تاریخ شرمنده شد.

آخرین یادداشت سیاسی این وبلاگ تا اطلاع ثانوی.

Written by محمّد

مارس 17, 2009 at 11:02 ب.ظ

آقای خاتمی نکنید!

without comments

با تمام حرف‌های آقای قاضیان موافقم. خاتمی اشتباه کرد که آمد، اما با کنار کشیدن بزرگترین اشتباه و بزرگترین خیانتی را که می‌توانست، ‌در حق این مردم و کشور انجام خواهد داد.

آقایان خاتمی دست بالا را شما دارید، ولی مرعوب شده‌اید. آقای خاتمی، هرچقدر اطرافیان شما منفور باشند، در هر انتخاباتی که شخص شما حضور داشته باشید، رای اول خواهید بود.

آقای خاتمی فکر می‌کنید این‌ها به کس دیگری اجازه کار خواهند داد که می‌خواهید به نفع مردم کنار بکشید؟ 4سال حاکمیت یک دست خلاف این را به شما اثبات نکرد؟

آقای خاتمی شما دارید روی اصول دموکراسی پا می‌گذارید، شما به اصرار،‌ دعوت و حمایت مردم به صحنه آمدید و پذیرفتید، اما حالا می‌خواهید مستبدانه تصمیم بگیرید و بدون پرسش از ما و توجه به حامیانتان، انصراف که نه، به نفع دیگری کنار بکشید(دیگه بدتر!).

آقای خاتمی شک ندارم در صورت انصراف، خیلی کمتر از نیم طرفداران شما به آقای موسوی رای خواهند داد، نکنید این کار را آقای خاتمی!

مطالعات جامعه‌شناسی در این دوران حکایت از رای جامعه به اشخاص حاشیه‌ای دارد، اما جامعه‌شناسان یک اصل را هم قبول دارند، محبوبیت!در دوره قبل هیچ کسی محبوبیت نداشت، و این دوره با کنار کشیدن شما هم، نامزد دیگری محبوبیت ندارد. با این اوصاف از همین الآن باید به آقای احمدی‌نژاد تبریک گفت.

آقای خاتمی اجازه دهید 50 سال دیگر بتوانیم، بدون شرم به فرزندانمان بگوییم که دوستت داشتیم.

پ.ن: آقای خاتمی بمانید، همراه آقای موسوی بمانید، آقای خاتمی بازی کنید، اشکال ندارد، رو بازی کنید. اجازه دهید ایشون رای احمدی‌نژاد را بشکند و احتمال پیروزی شما در دور اول را بیشتر کند.

پ.ن: شرمنده از این یادداشت احساسی. روزی که این یادداشت رو نوشتم بعضی از مسائل به ذهنم نرسیده بود و راهبردی رو داشتم که خاتمی بعد از انصراف در پیش گرفت، اما با خاتمی.

در این مورد که خاتمی ناخواسته خیانت کرده یا نه، تاریخ قضاوت خواهد کرد. من اشتباه کردم.

Written by محمّد

مارس 16, 2009 at 1:28 ق.ظ