همیشه،‌ گاهی،‌ هرگز

با یک دیدگاه

دیگر هیچ آینه‌ای پاک نیست، که بخندی، چشمکی بزنی. با دیدنش حالت چندشی می‌گیرد، اما فردین فقط به یک جین جوراب خوش است. دیگر گرگی در همه نطفه‌ها جای پا دارد.

نوشته شده توسط محمّد

ژانویه 13, 2011 در 12:57 ق.ظ.

نوشته شده در جامعه, داستان, روزنوشت, شاکی

یک پاسخ

با استفاده از RSS در دیدگاه‌ها مشترک شوید.

  1. آه !
    آیینه های من همه دیوار ..

    Luna

    فوریه 7, 2011 در 1:57 ب.ظ.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.