همیشه

لاف عشق

Archive for نوامبر 2009

با یک دیدگاه

دلش گرفته، اونقدر که غذا هم نمی‌تونه بخوره. چه سخته ببینی و نتونی کاری کنی.

نوشته شده توسط محمّد

نوامبر 19, 2009 at 5:24 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت, لاف عشق

با یک دیدگاه

وقتی می‌گویم آه؛ آهم تمام می‌شود. می‌گردم تا آه دیگری را از داخل سینه‌ام: جایی که همیشه آه‌هایی دارد، بردارم و به بیرون پرتاب کنم. آه‌های من اول فقط تا موی سرم بالا می‌رفت؛ تا جایی که قادر به دیدن آن هم نیستم. من، اما هر بار رفتنش را تصور می‌کردم، و می‌دیدم که دوباره سنگین می‌شد و با بادها می‌رفت. باز من از کف سینه‌ام آه دیگری را بر می‌داشتم و هوا می‌دادم. اما حالا، وقتی می‌گویم آه،‌ سینه‌ام سوراخ می‌شود و دیگر در آن آهی نمی‌ماند. به آخرین آهم که نگاه می‌کنم می‌بینم که او هم دارد تمام می‌شود.

رفیع جنید، ها، ص90

نوشته شده توسط محمّد

نوامبر 6, 2009 at 4:42 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت, شاکی, کتاب

بدون دیدگاه

وقتی عاشقت بودم نفهمیدی. وقتی گفتم، نخندیدی. تو فالمون حسرت بود، جدایی بود، اینم نفهمیدی.

نوشته شده توسط محمّد

نوامبر 4, 2009 at 9:54 ق.ظ

ارسال شده در شاکی, لاف عشق

آبان، حادثه

بدون دیدگاه

ترانه آهنگ Uprising، از آلبوم جدید گروه MUSE، تقدیم به شما:

Uprising
Paranoia is in bloom,
The PR, transmissions will resume
They’ll try to, push drugs that keep us all dumbed down
And hope that, we will never see the truth around

Another promise, another seed
Another, packaged lie to keep us trapped in greed
And all the, green belts wrapped around our minds
And endless, red tape to keep the truth confined

They will not force us
They will stop degrading us
They will not control us
We will be victorious

Interchanging mind control
Come let the, revolution takes its toll
If you could, flick the switch and open your third eye
You’d see that, we should never be afraid to die

Rise up and take the power back
It’s time the, fat cats had a heart attack
They know that, their time’s coming to an end
We have to, unify and watch our flag ascend

نوشته شده توسط محمّد

نوامبر 1, 2009 at 7:14 ب.ظ

ارسال شده در انتخابات, جامعه, شعر, موسیقی