همیشه

لاف عشق

خروشی بی‌خویش، از خراش حنجره‌ای خونین

بیان دیدگاه »

دیروز کنکور ارشد داشتم، اصلاً ‌نمی‌دونم چه کار کردم، اما می‌دونم خوب ندادم، سوالات بسیار سخت بود، سال گذشته میانگین نفر اول بالای 70 بود، امسال شک دارم به 50 هم برسه، همه می‌گفتن که کمتر از 50 درصد سوالات رو زدن. زبان من می‌شه گفت خوبه، در کنکور سراسری هم نزدیک 90 درصد زده بودم، اما این زبان!

دانشجو و شاگرد ضعیفی نیستم که بهونه بگیرم، وااقعاً‌ سخت بود و خستگی 7 ماه تلاش در جسم و روحم موند، کاری نه می‌شه کرد و نه می‌تونیم انجام بدیم، فقط می‌تونیم مثل پیر‌زن‌ها نفرین کنیم، کسایی که رو که هر بامبولی می‌خوان سر ما جوونا در می‌آرن. اگه اعتقادی دارید آقایون، بدونید که من از شما نخواهم گذشت. آره من پیرزنیم.

از الآن باید به فکر بورس‌هایی که در اروپا هست بیافتم، اما شانس ما، در دنیا رکود اقتصادی هست و بورس‌ها هم در رکود.

به این امید بودم که بعد از کنکور ارشد برای کنکور کارشناسی در دانشگاه آزاد اقدام می‌کنم و هردو رو با هم پیش ببرم، اما…

Written by محمّد

فوریه 12, 2009 روی 1:37 ق.ظ

ارسال شده در شاکی

يك پاسخ برايش بگذاريد