همیشه

لاف عشق

بیان دیدگاه »

در رابطه با کنسرت شب هشتم استاد شجریان:

شب موعود بالاخره فرارسید. کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز.

طرفدار خاص موسیقی سنتی نیستم. اما از این موسیقی لذت می‌برم. طرفدار دو آتیشه استاد شجریان نیستم و همیشه طرفداران استاد رو تا جایی که منجر به خونریزی نشه، با انتقادات و ایرادات و گاهی تمسخر، آزار می‌دم. این بخش جزئی از پروژه تقدس‌زدایی از افراده که اجرا می‌کنم. شجریان، بیضایی و… هم برام فرقی نداره. تو این کار افراط نمی‌کنم ولی اکثر دوستان من در این مورد ظرفیت بالایی ندارند و ناراحت می‌شوند. این ناراحتی بی‌شک مشکلاتی رو برای من پیش می‌آره، اما این رسالت من هست و باید انجام بشه! اما استاد دوستداران با ظرفیت زیادی داره، که حیف از دوستان من نیستند، که خدا زیادشان کناد!

بعد از کنسرت با چند غریبه که صحبت می‌کردم همه از همکاری استاد با این گروه جوان در تعجب بودند. همه وجود مژگان شجریان رو بی‌دلیل می‌دونستند از نوازندگی او ناراضی بودند،‌خصوصاً مثل اینکه شب ما اولین شبی که مژگان تک‌نوازی داشته. من در این مورد نظری نداشتم، اما طراحی صحنه، کار مژگان شجریان، رو اصلاً نپسندیدم. تصویربرداری مثل همیشه فاجعه بود.

وضعیت بوفه هم به قول دوستان چپان چپان بود. تهویه سالن هم در بخش دوم یا از کار افتاده بود یا جوابگو نبود، به هر حال خیلی گرم بود. اما تا کی باید توجیه کرد که اینجا ایران است و انتظارات رو پایین نگه داشت.

اما مگر امکان داره به کنسرت استاد رفت و حداقل با یکی دو قطعه غرق اشک نشد. لذت بردم. با ساز آواز غزل سعدی اشک ریختم، با چهار مضراب‌ها خودم رو گم کردم و با مرغ سحر نغمه آزادی سر دادم. استاد مثل همیشه عالی بود.

Written by محمّد

جولای 2, 2008 روی 9:24 ب.ظ

ارسال شده در روزنوشت, موسیقی

يك پاسخ برايش بگذاريد