Archive for ژوئن 2008
بالاخره ریخت!
ساختمان هفت طبقهای در سعادت آباد تهران فرو ریخت و 19 کارگر جان باختند، اخبار ساعت 21 خیلی راحت این جمله رو گفت.
امروز ساختمان 7 طبقهای که بیش از 4 سال به صورت ویران رها شده، بالاخره در حین عملیات تخریب کاملاً فروریخت. بلوار فرهنگ یک از دو مسیری است که برای خروج از سعادتآباد همیشه استفاده میکنم. این ساختمان رو زیاد دیدهبودم. ایتدا ترکهای طولی به وجود آمده در ساختمان جلب توجه میکرد، با گذشت زمان خرابیها بیشتر شده بود، بعد از چهارشنبه سوری امسال تخریب شدیدتر شد به طوری که بخشی از ساختمان به صورت معلق در اومده بود، دو ماهی بود که پارچه بزرگی روی ساختمان زده بودند که طبق حکم قضایی این ساختمان تخریب خواهد شد، چند روزی بود که کارگران مشغول درآوردن قابهای فلزی و پنجرهها بودند، نه اینکه بالاخره ارزش اقتصادی داشتند، و امروز کارگرانی که احتمالاً ارزش اقتصادی نداشتند در زیر آوار دفن شدند.
نیم ساعت پیش که از بلوار فرهنگ قصد بازگشت به خانه رو داشتم، تصور ازدحام جمعیت و ترافیک رو نداشتم که دیدم، بله، ملت همیشه در صحنه، مشغول تماشای درآوردن اجساد هستند، شاید لذت میبرند خب مردم! جمعیتی بیش از 2000 نفر. با اعتراض من که چرا این جمعیت رو پراکنده نمیکنید و ماشینهایی که در دو طرف بلوار پارک کردهاند رو جریمه نمیکنید به یک مامور، پاسخ داد که اینها اعضای خانواده کارگران هستند. کارگرانی که خانوادههاشون کمری، مورانو و سنتافه، ماکسیما، پرشیا، 405 و حداقل پراید دارند!، ببخشید داشتند، اگر مرده رو مالک هیچچیز ندونیم حتی خانواده!
ای احمقان!، ای کسانی که با جمع شدن در اونجا جز دردسر برای عملیات و ایجاد ترافیک چیز دیگری ندارید، ای کسانی که همیشه آرزوی خبرنگار شدن و ثبت تمام لحظات تاریخی با دوربینهای خود رو داشتید، به خانههاتان گم شوید، ساعتی که من از اونجا گذشتم 11 شب بود. به چشم کسی رو دیدم که از تاکسی پیاده شد، به محل تجمع مردم رفت و موبایل رو برای فیلمبرداری در آورد و ایستاد. فکر کنم از فردا در میادین اصلی شهر شاهد باشیم که داد میزنن، دو نفر ساختمان تخریب شده سعادتآباد! شاید هم فیلمش دراومد!
من باید بدونم که شهرداری اجازه تخریب رو چطور به پیمانکار داده؟ چطور ارزیابی شده که این شرکت مهارت تخریب ساختمان رو داره؟ در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه، تخریب ساختمان کاری تخصصی هست. دیروز من دیدم که کارگران در طبقه دوم مشغول کار هستند، آیا در آوردن در و پنجرهها و اتلاف وقت در تخریب و ریسک ریزش ساختمان در حین کار کارگران دی ساختمان در حال ریزش پذیرفته شده بود؟ آیا کار کارگران باعث ریزش ساختمان شد، پیمانکار با چه اصولی کار کرده؟
من باید بدونم کدوم مهندس طراح و ناظری چنین پیای رو طراحی کرده تا خودم خفهاش کنم. من حکمی جز قصاص رو جزای این افراد نمیدونم، تا درس عبرتی باشه برای دیگر بساز بندازها و مهندسان تازه به دوران رسیده. هیچ توجیهی قابل قبول نیست.
ای کاش شهرداری ذرهای از تلاشی رو که برای بیرون آوردن اجساد و تخلیه آوار داره انجام میده، در تخریب اصولی این ساختمان انجام میداد. حادثه در خیابان 24 بلوار فرهنگ اتفاق افتاده و از خیابان 16ام ،بلوار به سمت جنوب را بستهاند. در این فاصله دامپتراکها و ماشینهای سنگین زیادی توقف کردهاند. در این فاصله پلی بر روی اتوبان نیایش وجود دارد، که من حالا نگران این پل هستم، آقایان مطئن هستید که این پل تحمل چنین باری رو داره؟
از شدت عصبانیت در حال ترکیدن هستم! خدا! من هم احمق هستم که هنوز در این کشور زندگی میکنم؟
پ.ن: الآن خوندم که عنوان شده، قنات در زیر ساختمان وجو داشته!
پ.ن: امروز دوستی ساکن خیابان 24ام می گفت ساعت 00:30 شب بالاخره پلیس تصمیم به متفرق کردن جمعیت کرده، امروز هم ساعت 2:30 که به خانه برمیگشتم هنوز ملت در صحنه بودند. برای من اصلاً مهم نیست که اجساد را درآوردهاند یا نه، مهم جان انسانها بود که تلف شد و مهمتر خانوادههاشون که معلوم در چه وضعیتی هستن.
پ.ن: زمانی که اتفاق افتاد و این یادداشت رو نوشتم ناراحت و عصبانی بودم، با این وجود توجیهی برای توهین وجود نداشت و عذرخواهی میکنم.
منبع عکسهای پایین رو نمیدونم، خیلی وقت پیش از یکی از اساتید پیسازی دانشگاه گرفته بودم. به تاریخ عکسها هم دقت داشته باشید.
آقای مهاجرانی! یادتون هست گفته بودید: “شاملو اصلاً شاعر نیست.” حوصله ندارم تو کتابهام منبعش رو پیدا کنم, ولی جای خوشحالی داره که شما هم از ارزش های شعر شاملو میگید.
شاید دو، سه سال دیگه، استاد اخلاق ما هم که از مثنوی معنوی فال میگرفت، از مجموعه آثار شاملو فال بگیره.

